قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
808
درة التاج ( فارسى )
( فنّ دوم ) از جملهء بنجم كى در علم الهى است در واجب الوجود [ ( و ) ] وحدانيت او و نعوت جلال او و كيفيت فعل و عنايت او و آن هفت مقالت است مقالت اوّل در اثبات واجب الوجود لذاته طرقى كى به آن استدلال كنند بر وجود واجب لذاته بسيارست ، و آنج ياذ خواهم كرد از آنها در اينجا ده است . طريق اول : آنست كى اگر در وجود موجودى واجب الوجود نباشذ ، حقايق و ماهيّات موجوده همه ممكن الوجود باشذ ، و هر موجودى « 1 » ممكن الوجود ، مفتقر شود بعلّتى كى موجود باشذ با او ، « ( و ترجيح جانب وجود او بر جانب عدم او كند ، بس مجموع موجودات ممكنه مفتقر شود ) » بموجودى كى اين شأن او « 2 » باشذ . و آن موجود يا نفس آن مجموع باشذ ، يا داخل در آن ، يا خارج از آن . اگر نفس مجموع باشذ : يا به آن آحاد خواهند بأسرها ، با عدم التفات بتأليف ، يا نه با عدم التفات به آن . اگر به آن آن خواهند كى در آن التفات بتأليف نكنند كلام [ ( ما ) ] در آحاد كنيم بأسرها ، - جه ايشان علّت نفس خويش نيستند ، جه معلول واجب است كى علّت او مغاير او باشد و الّا متقدّم باشد بذات بر نفس خود ، و مفتقر باشذ بأو و مستفيد الوجود از آن ، و آن بديهيّ البطلان است . و علّت آن بعضى از آن افراد نيست ، جه ممتنع است كى آن بعض علّت نفس خود باشذ ، و از ان علل خوذ ، جه علّت تامّهء شىء واجب است
--> ( 1 ) - موجودى كه - ط . ( 2 ) - كه وجود ايشان ازو - ط .